ZEOS

{forum_table}

رêًûٍü ًهêëàىيûé لëîê

تقویم

<    «  شهريور 1389  »    >
شيدسچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031 

مطالب برتر

نظر سنجی


آری
خیر


منوی کاربری

لینک به ما

آمار

Untitled 2 
نویسنده: admin | تاریخ: 17 مرداد 1388

کتاب خمینیسم :
مقدمه: قسمت دوم

ادامه از کتاب خمینیسم : مقدمه:

درك علت رواج استفاده از عنوان بنيادگرايي چندان دشوار نيست. اين عبارت از نظر محافظه‌كاران با بيگانه هراسي، نظامي‌گري و راديكاليسم پيوند دارد. ازنظر ليبرال‌ها به‌معناي افراط‌گرايي، تعصب و سنت‌گرايي است. ازنظر راديكال‌ها دانش‌ستيزي ديني، آتاويسم سياسي و رد علم، تاريخ، مدرنيته، روشنگري و انقلاب صنعتي را در ذهن متبادر مي‌كند. درهمين‌حال، ازنظر خاورشناسان ـ كه تاثير زيادي بر مطالعات خاورميانه دارند ـ اين عبارت از آن جهت مفيد است كه نشان مي‌دهد جهان اسلام ذاتاً بي‌پايان، انعطاف‌ناپذير، غيرمنطقي و واپس‌گراست و صرفاً به‌دنبال بازي مجدد نمايشنامه‌هاي قديمي زمان پيامبر، خليفه‌هاي اول و جنگ‌هاي صليبي قرون وسطي است. نيويورك‌تايمز در بررسي پرنفوذترين كتابي كه خميني را به‌عنوان يك آتاويست روحاني تصوير مي‌كند از آن به‌عنوان يك اثر مهم ياد كرده و از نويسنده به اين خاطر كه نشان مي‌دهد چگونه در انقلاب «گيج‌كنندة» ايران، مردم به‌پاخاستند تا «آزادي و رفاه كمتر بطلبند» قدرداني مي‌كند [1]. زماني‌كه مطالب اين كتاب آنگونه كه انتظار مي‌رفت عمل نكرد، همين نويسنده عبارت «بنيادگرايي عمل‌گرا» را ابداع كرد كه حتي اگر نمونه‌اي از آن وجود داشته باشد بازهم تركيب متضادي است [2].

تز اصلي كتاب حاضر اين است كه «پوپوليسم» عبارت مناسب‌تري براي تشريح خميني، ايده‌هايش و جنبش اوست زيرا اين عبارت با سازگارپذيري ايدئولوژيكي و انعطاف‌پذيري انديشه، با اعتراضات سياسي عليه نظم مستقر، و با مسايل اجتماعي ـ اقتصادي كه مخالفت توده عليه وضع موجود را برمي‌انگيزد ارتباط دارد. در مقابل، برچسب «بنيادگرايي» نشاندهندة انعطاف‌ناپذيري مذهبي، خلوص انديشه، سنت‌گرايي سياسي، حتي محافظه‌كاري اجتماعي و محوريت اصول كتاب مقدس و آموزه‌هاي ديني است. «بنيادگرايي» بر طرد جهان مدرن دلالت دارد؛ «پوپوليسم» تلاشي است از سوي دولت‌هاي ملي براي ورود به آن جهان.

بحث در اينجا گسترده‌تر از تنها معناشناسي است. از يك سو، اگر خمينيسم شكلي از بنيادگرايي است، دراين‌صورت كل جنبش ذاتاً قادر به سازگار شدن با عصر مدرن نيست و در دام يك مدار بستة ايدئولوژيكي گرفتار است. ازسوي‌ديگر، اگر خمينيسم شكلي از پوپوليسم است، دراين‌صورت توانايي تغيير و پذيرش مدرنيته (و حتي درنهايت پلوراليسم سياسي، تساوي مرد و زن، حقوق فردي و دموكراسي اجتماعي) را دارد. در بحث خود عليه عبارت «بنيادگرايي» بر آن نيستم كه وجود آن را در برخي كشورها يا حتي در ميان برخي از حاميان خميني در ايران انكار كنم. يا نمي‌خواهم اهميت مذهب براي خود خميني را كتمان كنم. بحث من اين است كه خمينيسم را بايد به‌عنوان يك جنبش سياسي انعطاف‌پذير تلقي كرد كه نارضايتي‌هاي اجتماعي ـ اقتصادي را بيان مي‌كرد؛ نه‌اينكه به‌سادگي آن را يك جهاد مذهبي با خميرمايه‌اي برگرفته از متون مقدس، خلوص معنوي و باورهاي جزمي ديني دانست.

ادامه دارد

پي‌نوشت‌ها:

[1] بنگريد به

R. Wright's review of S. Arjomand's The Turban for the Crown: The Islamic Revolution in Iran (New York: Oxford University Press, 1988), in New York Times, 10 Dec. 1989.

در مورد آثار خود آر. رايت بنگريد به

Sacred Rage: The Wrath of Militant Islam (New York: Simon and Schuster, 1985); and In the Name of God: The Khomeini Decade (New York: Simon and Schuster, 1989).

اين كتاب‌ها از آن نظر حائز اهميت هستند كه در آنها حتي از يك منبع فارسي‌زبان استفاده نشده است. شبيه اين است كه يك روزنامه‌نگار ايراني بخواهد دو كتاب درمورد ريگان آمريكايي بنويسد بدون اينكه حتي از يك منبع انگليسي‌زبان استفاده كند.

[2] S. Arjomand, "A victory for the Pragmatists", in Islamic Fundamentalism and the Gulf Crisis, ed. J. Piscatori (Chicago: American Academy of Arts and Sciences, 1991), pp. 52-69.


این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید : ارسال لینک برای دوستان از طریق یاهو مسنجر افزودن به علایق گوگل افزودن به کلوب 100 درجه افزودن به دیگ افزودن به خوشمزه افزودن به فرندفید افزودن به بالاترین افزودن به مهندس افزدون به دنباله

کلمات کلیدی:

تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
ICQ: --
نام کامل: --

#1 jj

ميهمان | 28/08/1388 - 13:03 | عضویت: --
سلام
اول بگم طرفدار سبزم
به خمینی بی خود بی احترامی نکنید
ما خمینی رو نشناختیم
نمیدونم این کار از کجا آب میخوره ولی مطمئنم ترجمش یه کار آزاد و بدون وابستگی بوده البته به نظر من نویسنده ی اصلی مقصودی داشته ولی ترجمش احتمال زیاد یه کار دلسوزانه برای خروج از جهل بوده
ولی دوست عزیز ما باید آدمارو قبل اینکه با لباسشون و مکتبشون بشناسیم باید با کارها و شرایط تصمیم گیری و تصمیماتی که گرفتن بشناسیم
خمینی بزرگترین انسان برخاسته از اسلام در هزاره ی اخیر بود
درست راجع بهش نظر بدیم
اول برو خمینی رو بشناس
نمیگم نظر ضد انقلابیارو نپرس اینکه بپرسی به عنوان یه انسان حقیقت طلب وظیفتهولی نظر انفلابی هارم بپرس
ببین سراغ 4 تا بچهع ریشوی کل کثیف و بسیجیای نفهم نرو از اهلش بپرس
خمینی تنهال کسی بود که تونست این باورو به مردم بده که همتون با هم برابرید و نیازی به شاه ندارید قبول دارم این وسط مشکلای زادی برا تحقیقاتتع پیش میاد ولی در اصل خمینی چیز بزرگیرو به مردم بخشید نمیگم معصوم بودا آدما سیاه سفید نیستن ولی خیلی خوبیاش از بدیاش بیشتر بود نزار چک یه متحجر متعصب آزادی مغزت رو ببنده اگه فکر میکنی همچین اتفاقی نیافتاده ببین آیا به عربا و افغانی ها ریشو ها ملا های نفهم حق زندگی میدی یا نه هیچ انسانی ارزش این رو نداره که بخاطرش از فکر کردن در تمام جهات دست بکشی حواست باشه بقیه یه کار نکنن یه طرفه به قاضی بری
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
ICQ: --
نام کامل: --

#2 p.s

ميهمان | 15/09/1388 - 17:41 | عضویت: --
سلام.من فکر نمیکنم توهینی تو کار باشه.ما باید این آقا رو بشناسیم نه اونجور که آقایون به ما شناسوندن.حقیقت باید گفته بشه.کسی هم که کتاب مینویسه میدونه که کتابش مورد نقد قرار میگیره , پس بعبد میدونم بخواد دروغپردازی کنه چون اگه اینکار رو بکنه حتما مچشو میگیرن.
به نظر من کار قشنگیه ترجمه این کتاب.
ممنونم دوست عزیز و مشتاقم هرچه زودتر بقیه این کتاب هم ترجمه بشه و توی سایت برای استفاده اقشار جامعه قرار داده بشه.
با درود فراوان

ارسال نظر